س. آبان ۲۸ام, ۱۳۹۸

پایگاه اطلاع رسانی

حوزه علمیه امام صادق (ع) قزوین

آشنایی با حوزه علمیه قزوین

1 min read

آشنایی با حوزه علمیه قزوین

حوزه علمیه قزوین در کنار دیگر مراکز علمی سایر بلاد اسلامی همواره  «ذریه بعضها من بعض» پاسدار حریم ثقلین بوده و در آموزش و نشر معارف نورانی اسلام از سابقه ای دیرین و درخشان برخوردار است. قزوین ازجمله شهرهای قدیمی ایران است که حفاری های باستان شناسی، قدمت وتمدن آن را به حدود هشت هزار سال تخمین می زند و حمد الله مستوفی قدمت آن را به شاپور ذوالاکتاف می  رساند. این قدمت دیرینه و بدنبال آن فتح قزوین در سال ۲۱ هجری توسط سپاهیان مسلمان، قزوین را به یکی از پر اهمیت ترین شهرهای اسلامی مبدل ساخت. درزمان فتح قزوین از این شهر بعنوان مرز مسلمین یاد شده و برای مهاجران و جهادکنندگان این مرز کرامات و فضائل زیادی شمرده اند.

وجود راویان حدیث،  یاران ائمه اطهار(ع) که اهل قزوین بوده اند و مهاجرت سادات علوی به این شهر و نیز ذکر فضائلی درباره قزوین در متون روایی، به وضوح نشانگر قدر و قدمت قزوین در سده های اول هجری است.  به همین دلیل است که گذشته قزوین شاهد نهضت های قدرتمند فکری  علمی بوده است و بزرگانی را در تمامی حوزه های علمی چون حدیث، تفسیر، فلسفه، عرفان، کلام، فقه و ادبیات وسایر علوم اسلامی در دامن خود پرورش داده است و به دلیل گستردگی این حوزه ها و تعدد علماء است که ابن حوقل جغرافیدانِ بزرگ قرن چهارم به رشد علمی قزوین اشاره کرده و می  گوید:  «مردم این شهر توانگر و اهل دانش و تحقیق اند و در رشته های مختلف علمی آگاهند» و مقدسی نویسنده کتاب «احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم» درقرن چهارم گفته است: «قزوین از مراکز فقه و فلسفه است.  و در شهرهای ری مهمتر از آن نیست و درحدیث آمده است که قزوین دربی از دربهای بهشت است».

به تبع این اهمیت علمی، حوزه علمیه قزوین در دوره های متعدد هرچند با فراز و نشیب، همواره مورد توجه عالمان و اندیشمندان دین بوده است.  دوره نخستِ حوزه علمیه قزوین با توجه به تاریخ ثبت شده درآثار عالمان و دانشمندان قزوین، به حدود قرن سوم برمی  گردد. در این سالها، جوانه های این حوزه سر زده و با رشد و ترقی درقرن های بعد به بار نشسته است وعالمان و دانشمندان گرانقدری را درخود پرورش داده است.

از جمله عالمان قزوین در این عصر، بنا به نقل علامه آقا بزرگ طهرانی در طبقات اعلام شیعه عبارتند از «احمد بن ابراهیم قزوینی» و « حسین بن ابراهیم قزوینی» از مشایخ شیخ طوسی، «امام محیی الدین ابو عبد الله حسین بن مظفر بن علی حمدانی» ازشاگردان شیخ طوسی،   «خلیفه بن ابی اللجیم قزوینی» فقیه و محدث استاد شیخ ابوالحسن علی­بن وزیرک قمی، «محمد بن حمدان مؤلف کتاب «الفصول فی ذم الاعداء» در علم اصول، «محمدبن­علی قزوینی» ازمشایخ نجاشی، «طاهربن­احمد قزوینی» ازمشایخ ابن بابویه، «عبد­الجلیل قزوینی» صاحب کتاب «النقض» وکثیری از محدثان و فقیهان و عالمان «رحمه الله علیهم» را می ‌توان نام برد.

کثرت عالمان حوزه علمیه قزوین در کتاب گرانسنگ «التدوین فی اخبار قزوین» نمایان است «عبدالکریم رافعی قزوینی» که خود در اواخر این عصر می ‌زیست، این کتاب را در تاریخ علمای شهر قزوین نوشت، دراین اثر نام صدها نفر از عالمان و دانشوران نامی قزوین و یا مهاجرین آن ذکر شده است.

به نوشته رافعی قزوینی: «در این ایام، انبوه مجالس درس فقه، کلام، حدیث وتفسیر در این شهر برپا بود و محافل علمی گرم و پرشوری در مدارس بزرگ شهرمنعقد می  گشت».

در این دوران از مدارس متعددی که بالغ بر ۱۵ مدرسه علمیه است نام برده شده و تحصیل علوم در قزوین آنچنان گرم بود که علاوه برنواحی مختلف شهر دربعضی از روستاهای اطراف نیز مدارس و حلقه های علمی برپا بود.

مقام معظم رهبری در دیدارعلما و طلاب قزوین در ۲۵/۹/۸۲ –  قزوین:

قزوين همانطور كه جناب آقاي باريك بين فرمودند يك نو كيسه علم نيست، يك منطقه كهن علمي است. امروز من اشاره كردم به وقتي مقدسی هزار سال پیش در كتاب جغرافيا يش ميگويد قزوين مركز فقه و فلسفه است، اين خيلي مهم است.

 

با هجوم مغولها در سال ۶۱۴ ه. ق به ایران، قزوین نیز از صدمات آن در امان نماند و گرمی بازار علم و دانش در قزوین نیز رو به سردی گرائید و دوران طلائی و زرین تمدن اسلامی در این شهر نیز به پایان رسید. براثراین هجوم ویرانگر در قرنهای هفتم و هشتم و نهم فعالیت های علمی قزوین به حالت رکود درآمد و از تعداد عالمان و دانشجویان کاسته شد، به گونه ای که به نوشته علامه آقا بزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشیعه: «در قرن هفتم شمار دانشمندان قزوین به پنج نفر و در قرن هشتم به یک نفر تقلیل می  یابد و در قرن نهم حتی به نام یک عالم صاحب نام شیعی بر نمی  خوریم!  این رکود علمی نه تنها دامن گیر قزوین، که سایر مراکز علمی جهان اسلام را نیز شامل می ‌شد.  بررسی بحران افول فرهنگ و تمدن اسلامی در این دوران و توجه به علل آن، می  تواند کمک بزرگی به تاریخ و تمدن اسلامی بنماید.  گرچه به نظر برخی، این رکود بر اثر سیاست بازی های خلفا و هرج و مرج سیاسی و فرقه گرایی، و از همه مهمتر حضور نیروهای مغول درایران، بوده است. وهمین امر باعث شد که شیعه به تقیّه روی آورد و با گرایش بیشتر به عرفان و تصوّف، زمینه‌های شکل گیری حکومت صفوی مهیا شود.

با ظهور سلسله صفویه و اعلام تشیع به عنوان مذهب رسمی، تحولی عظیم در حوزه های علمیه شیعی پیدا شد. در این میان با قرار دادن قزوین به عنوان پایتخت از طرف دولت صفویه، این شهر درکنار مرکزیت سیاسی و نظامی، کم کم به یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی نیز مبدل شد و عالمان و دانشوران از سایر نقاط به قزوین روی آوردند.

در این دوره مدارس و مراکز علمی متعددی در قزوین بنا نهاده شد و حلقه های درسی فقهی و فلسفی با حضور فیلسوفان و فقیهانی چون «نورالدین علی کرکی محقق ثانی» (م۹۴۰ ق)، «شیخ بهائی» (م۱۰۳۰ ق)، «غیاث الدین منصوردشتکی» (م ۹۴۸ ؟ق)، «میرشرف جهان قزوینی» (م ۹۶۸ ق)، «میرداماد» (م ۱۰۴۱ ق)، «ملاخلیل قزوینی» (م ۱۰۸۹ق)، «صدر المتألهین شیرازی» (م ۱۰۵۰ ق)، «رضی الدین قزوینی» (قرن ۱۲ ق)، «محمد صالح روغنی قزوینی» (قرن ۱۱ ق)، و ده ها دانشمند دیگر، آسمان فرهنگ و علم و دانش در قزوین پرستاره تر می  شود.

از مهمترین وقایع فرهنگی که دراین عصر در قزوین اتفاق افتاده، رقابت اخباری ها و اصولی ‌ها است که بحثهای سنگینی در مقابله با هم داشته اند.  با مراجعه به کتب تراجم، به لیست بلند بالایی از نام عالمان و فقیهان و فیلسوفان بر می خوریم که دانش آموخته حوزه علمیه قزوین بوده اند و هر کدام آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته­اند و سهمی در مکتب های فقهی و فلسفی دوران خود و بعداز خود داشته اند. بنیان برخی از مکتب های علمی دوره صفویه در قزوین گذاشته و بعدها به شهرهای دیگر چون اصفهان منتقل شد.

پس از انقراض حکومت صفوی دوره ی بعدی فعالیت حوزه علمیه قزوین آغاز شد که با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان و شکوفایی حوزه اصفهان، از رونق حوزه علمیه قزوین کاسته شد ولی همچنان برپابود؛ که پس از فرو پاشی صفویه و فرار علمای شیعه در اثر حمله محمود افغان، قزوین یکی از پناهگاه های آنان شد؛ تا آن که در قرن سیزده حوزه های علمی قزوین مجدداً شکوفا شد. و عالمان بزرگی چون: «میرحسین قزوینی»، (صاحب معارج الاحکام فی شرح مسالک الافهام)، «ملاّ محمد تقی برغانی شهید ثالث»، «شیخ محمد ملائکه»، «آخوند ملا صفرعلی لاهیجی»، «محمد صالح برغانی» (صاحب موسوعه البرغانی فی فقه الشیعه) ودهها عالم و دانشمند صاحب اثر دیگر را می  توان نام برد.

یکی از ویژگی های مهم علمی این دوره در قزوین تالیف کتبی است که شامل تمامی ابواب فقه می ‌شود در این شیوه به پیروی از عالمانی چون وحید بهبهانی اصولی بزرگ شیعه مباحث فقهی به صورت اجتهادی مورد بحث قرار می ‌گیرد در صورتی که قبل از آن تفکر اخباریگری بر فقه شیعه حاکم بوده و اجتهاد جایگاهی نداشت.

از مهمترین وقایع علمی این دوره که تاثیر زیادی بر فرهنگ کشور گذاشت، جریان رقابت و برخورد شدید بین شیخ احمد احسایی و ملا محمد ملائکه و فرزندش شیخ محمد تقی برغانی (شهیدثالث) وطرفدارانشان، شیخیه و متشّرعه بود، که سرانجام به تکفیر و اخراج شیخ احمد احسایی از قزوین انجامید و با انشعاب بابیه از شیخیه، شهید ثالث فتوی خود در تکفیر بابیه را صادر نموده و سرانجام نیز بدست بابیه و به تحریک برادرزاده خود، «قره العین»، به شهادت رسید.

با وجود تمام محدودیت های اعمال شده، حوزه علمیه قزوین در این دوره تاریخی و پس از آن ، همچنان به فعالیت خود ادامه می  دهد و طالبان علم از شهرهای اطراف وارد حوزه علمیه قزوین شده و کسب فیض می  نمایند.

ازعالمان صاحب نام این دوران که آثار علمی و شاگردان زیادی را از خود به یادگار گذاشته می توان به علامه سید ابوالحسن رفیعی قزوینی(ره) اشاره کرد که از مبرزترین فیلسوفان صدرایی در عصر خود و استاد فلسفه امام خمینی‌(ره) است. حضرت امام‌(ره) درخاطراتشان می  فرمایند: «من چهار سال شرح منظومه سبزواری را نزد علامه رفیعی قزوینی در حوزه علمیه قم تلمذ کردم و وقتی ایشان اسفار را شروع کردند چند جلسه ای هم به درس اسفار ایشان رفتم، لکن دیدم همه مطالب را در درسهای منظومه آموخته ام.»

تسلط فلسفی و علمی ایشان چنان بود که به قول مقام معظم رهبری، مرحوم رفیعی قزوینی کسی بود که فلاسفه قم را به قزوین جذب می  کرد. فیلسوفان بزرگ معاصر همچون علامه حسن زاده آملی، سید جلال الدین آشتیانی، دکترغلامحسین ابراهیمی دینانی، دکترسید حسین نصر و عالمانی چون امامی کاشانی، مهدوی کنی و… برای بهره بردن از درس ایشان، سال ها به قزوین می  آمدند. سید حسین نصر در توصیف جایگاه علمی علامه رفیعی، او را بهترین استاد اسفار و نمونه عالم سنتی همانند خواجه نصرالدین طوسی می ‌داند و می  گوید: او با آن گسترة دید و دانش گسترده ودرعین حال عمقی که داشت، برای من یاد آور خواجه نصیر بود.

دردوره طاغوت (پهلوی)، با توجه به سیاست های ضد دینی و مذهبی حکومت پهلوی و جلوگیری ازفعالیت های مدارس دینی و ایجاد محدودیت برای طلاب و روحانیت، بسیاری ازمدارس علمیه قزوین متروک ومخروبه شد و رژیم با زیر پا گذاشتن شرایط وقف و وقفنامه های مدارس و درجهت اهداف ضد اسلامی خود مبنی بر تضعیف حوزه های علمیه، برخی ازمدارس را به تصرف اداره فرهنگ آن زمان درآورد، از جمله، مدرسه امام صادق (ع) که توسط رژیم پهلوی به مدرسه دولتی تبدیل و مدرسه التفاتیه نیز به مدرسه ابتدائی تبدیل شد و سعی علما وطلاب شهر در آن زمان از طریق اوقاف و اداره فرهنگ به جایی نرسید آنها پس از اقدامات رسمی و مکاتبات اداری و با تلاشهای بسیار فقط توانستند بعضی از این مدارس را از تصرف اداره فرهنگ درآورند.

این حوزه مبارکه تا سال ۱۳۴۳ توسّط حضرت آیت الله علامه رفیعی مدیریّت و بعد از مهاجرت ایشان به تهران توسّط حضرت آیت الله  میرزا رحیم سامت اداره شده است. لازم به ذکر است که در دهه ۴۰ و بعد از زلزله عظیم قزوین و بوئین زهرا آیت الله سیدحسن موسوی شالی(ره) قصد داشت که در روستای زلزله زده عصمت آباد بوئین زهرا، مدرسۀ علمیّه احداث کند و آیت الله باریک ­بین طیّ ملاقاتی ایشان را از این تصمیم بخاطر مشکلات عدیده ای که در اداره دارد منصرف و ایشان را به قزوین دعوت و بایک تصمیم بلند اقدام به بازسازی و احیاء مدارس علمیّۀ شیخ الاسلام، صالحیّه و سردارین که متروکه و مخروبه بود می  نمایند و با پذیرش و تربیت طلاّب متعهد تحوّلی در حوزه علمیّۀ قزوین ایجاد می نمایند.

این اقدام حضرات آیات باریک­­بین و شالی در کنار اقدامات هیئت محترم علمیّه و آیت الله  سامت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

بخشی از فعالیت‌های حوزه علمیه قزوین در این دوره مربوط به مبارزات سیاسی است، که همگام با دیگر حوزه های علمیه و با تأسی به رهبری انقلاب، هدایت و جلوداری مبارزات سیاسی مردم را برعهده می ‌گیرد. پس از دستگیری امام خمینی (ره) در ۱۵ خرداد که علماء بلاد جهت چاره جویی به تهران مهاجرت می  کنند، حضرت آیت الله رفیعی هم از قزوین به تهران مهاجرت و با اقدامات مراجع و علماءِ بزرگ بلاد، حبس امام خمینی (ره) به حصر تبدیل و سپس آزاد می  شوند.

درسالهای تبعید امام خمینی (ره) نیز علماء و روحانیت مبارز قزوین، مشعل مبارزه را روشن نگه داشته و از رهبری مبارزات و در صحنه نگه داشتن مردم و جوانان غفلت نورزیدند به گونه­ای که هیچ گاه زندانهای رژیم شاه از روحانیون و جوانان قزوینی خالی نبود و عالمانی بزرگ و مبارز در این مسیر شکنجه، زندانی، تبعید، بازداشت و بعضاً به شهادت رسیدند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی همگام با سایر حوزه های علمی، حوزه علمیه قزوین نیز حیاتی دوباره گرفت و با توجه به پیشینه درخشان علمی این شهر، تلاش های زیادی از سوی علما به ویژه حضرت آیت­الله باریک بین امام جمعه (که بصورت طبیعی اداره حوزه علمیّۀ هم بعهده ایشان قرار می  گیرد) صورت گرفت تا برگهای درخشان دیگری برتاریخ این حوزه افزوده شود.

این تلاشها در دو بعد نرم افزاری و سخت افزاری انجام گرفت. در زمینه اول، ضمن استفاده ازاساتید و فضلای حاضر درقزوین و با دعوت اساتیدی از حوزه علمیه قم و پذیرش طلاب محترم، برنامه منظم درسی و در بخش دوم (سخت افزاری) با استفاده از مدارس علمیه موجود و یا از طریق تجدید بنا و تعمیر و مرمت بعضی از مدارس مخروبه، احداث کتابخانه امام صادق(ع) و تجهیز آن و تأمین منازل سازمانی و سایر مایحتاج این نظام آموزشی اقدام گردید.

بحمدلله با عنایات حضرت ولیعصرعج الله تعالی فرجه الشریف و در نتیجه این زحمات امروزه حوزه علمیه قزوین در زمره حوزه های علمیه صاحب نام کشور قرارگرفته است و اینک این حوزه بامدارس متعدد قدیمه و نوساز در دو بخش آقایان و خانمها به فعالیت خود ادامه می  دهد که در بخشهای این گزارش جزئیات آن به آگاهی می ‌رسد.

امامخمینی(ره) درسال ۱۳۵۷ درپاریس این جمله تاریخی را که بیانگر مجاهدات روحانیت و مردم قزوین است، فرمودند:

          « قزوین هم ازشهرهایی بود که خرابی و مصیبت از اکثر جاها، درش بیشتر واقع شد و شما قزوینیهای محترم هم مصیبت دیدید و هم خرابی در شهرتان واقع شد و هم پایمردی کردید»

 

 

  1. شوراي مديريت نخستين و مدیران اولیه مدارس (پس از انقلاب اسلامی):

با قبول مسئولیت و اداره حوزه علمیه قزوین توسط حضرت آیت الله  باریک بین بعد از انتصاب به امامت جمعه، معظّم له برای همفکری و هماهنگی، شورائی را از اساتید محترم تشکیل داد تا با برنامه ریزی، امور حوزه را با وجه بهتری تدبیر و اداره نمایند. در همین رابطه جمعی از اساتید محترم قزوینی مقیم قم را دعوت تا ایشان را در ادارۀ حوزه یاری نمایند و نام مبارک این اساتید محترم را که با اجابت دعوت امام جمعۀ مکرّم به قزوین آمده و انجام وظیفه نموده اند در بخش مربوطه ذکر خواهیم کرد.

چند سالی حوزۀ علمیّۀ قزوین با همکاری شورای برنامه ریزی مذکور شامل حضرات آیات و حجج اسلام آقایان باریک بین، محمّدی تاکندی، مرحوم لشگری، حاج سید موسی ابراهیمی، سیدفتاح مرتضوی، سید قریش موسوی، حسین آقا علیخانی و فیروزی اداره گردید.

  1.     علماء و  فضلاء حوزه

جمعي از علماء و فضلاء و طلاب قزويني كه در حوزة علمية قزوين وقم اشتغال به تدريس، تبليغ، تحصيل و مديريت داشته و در نهادهاي جمهوري اسلامي بويژه آموزش و قضاء خدمت نموده و مي نمایند.

  1.  شهدا، جانبازان و ایثارگران حوزه

«دُرود بر حاملانِ امانت وَحی و رسالت پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهّد سُرخ و خونین خویش حمل نموده اند. سلام بر حماسه سازان همیشه جاوید روحانیّت که رسالۀ علمیه و عملیۀ خود را به دَمِ شهادت و مرکّب خون نوشته اند و بر مِنبَرِ هدایت و وعظ و خطابۀ ناس از شمع حیاتشان گوهر شب چراغ ساخته اند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامۀ نَبرد رشتۀ تعلّقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنّیات دنیا را از پای حقیقت علم برگرفتند و سبک بالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان شعر حضور سروده اند. سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تَفَقُه به پیش تاختند و برای قوم و ملّت خود منذرانِ صادقی شدند که بندبندِ حدیثِ صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پارۀ پیکرشان گواهی کرده است. (حضرت امام خمینی ﺍعلی الله کلمته: صحیفه امام جلد ۲۱ صفحۀ ۲۷۳)»

در نهضت مبارك امام خميني (اعلي الله مقامه) جمع كثيري از علماء بزرگ و فضلاء و طلاب محترم قزوين در مبارزه شركت داشتند و از این جمع حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ نصرت الله انصاري شهيدي پرافتخار از حوزه علمیه قزوين است كه در زير شكنجه­هاي ساواك به شهادت رسيد. در دوران مبارزات سياسي، مبارزه با دشمن داخلي (شاه) بود و در دفاع مقدس مبارزه با دشمن خارجي (صدام) است كه مستظهر به حمايت همة استكبار جهاني بود و عنايت خاص و ويژة الهي است كه امام خميني اين دو چهرة خون آشام  نامدار تاريخ رابه كمك روحانيت و مردم از اريكة قدرت و در اوج ذلت به زيركشيد و به معني واقعي كلمه به زباله داني تاريخ فرستاد. نه تنها دو نفر را كه رژيم ديرپاي هر دو (رژيم۲۵۰۰ساله شاهنشاهي ورژيم جنايتكاربعثی) را؛ و اين  دو پيروزي عظيم كه فتح الفتوح واقعي است مرهون پيشوائي و علمداري امام و روحانيت عاشق امام است، و نام  مقدس و افتخار آفرين شهداء، جانبازان و آزادگان روحاني قزوين كه مدال پرافتخار (مداد العلماء و دماء الشهداء) را  يك جا بر گردن آويختند.

دراين گزارش لازم و شايسته است كه ازشهدای روحاني حوزه كه در ۸ سال دفاع مقدس و نفس­گير به فوز شهادت نائل آمدند ياد و ذكري نمائيم كه اين گزارش با نام مبارك آنها متبرک گردد. ضمنا اسامی جانبازان و آزادگان سرافراز روحانی حوزه نیز در ضمیمه شماره ۲ این بخش آمده است.

اسامی شهداي سر افراز طلبه و روحاني استان قزوين  (به ترتیب حروف الفبا)

ابوترابی­فرد سیدعلی­اکبر (سردارآزادگان)، احمدی حسین، احمدی علی­اکبر، احمدی مقدم  جعفر، ارجینی وهب، اسدی محمدتقی، اشکره علی اکبر، اصل تبریزی محمدحسین،  افضل موسوی سیدمجتبی، امامقلی بیگلو محمد، انصاری محمدرضا، انصاری نصرت الله، آشوری   غلامحسین، آشوری محمدجعفر، آقا علیخانی اباصلت، آقا محمدی محمود، آقاجانی(انصاری) جمشید، آقاعلیخانی علی، بابارجبعلی، بهبودی مرتضی، بهتوئی علی اکبر، بهشتی محمدحسن، بیگ محمدلو علیرضا، تاتلاری حسن، تقوی راد ابوطالب، تقی زادۀ کولجی حسین، توکلی محمدباقر، جلالیان مرتضی، حسن پور محسن، حسن رضائی محمدرضا، حسینی سید مهدی، حیدری محمد، خالقی حمید، خمسه ای اکبر، خوئینی ابوالفضل، خوئینی بهرام، درزی رامندی  مرتضی، رضائیون ابوالقاسم، رمضانی علی، روحی زهرا  غلامرضا، زارعی اسداله، زارعی غلامرضا،  سانی­خانی محمود رضا، سرزارع محمد رضا، شعبانی نظرعلی، صادقی میرسعید، صحراکارنیان محمد رحیم، صفایی سید علی، صفی خانی محمدعلی، صفی قلی  غفار، عبداللهی عبداله، علمی سیدباقر، علی سواری محمد، علی مردی حسین، فصیحی رامندی قدرت الله، فیاضی محمدرضا، قاسمی اقبال، قافله باشی  سید ابوالحسن، قدیانی علی محمد، کشاورزسرکار عبدالمناف، ماخانی محمدحسن، مجیدی عمرانعلی، محمدی علی اکبر، مرانلو حسین، مصباحی وحید، مظفری   ابراهیم، مقصودی رضا، ملک پورقزوینی محمد علی، مالک(مالکی)محمد اسماعیل، موسوی پور  علیرضا، موسوی پور کمال الدین، مهدی آبادی علیرضا، مهدی­پور هادی، مهدی زاده اکبر، میرعابدینی سید محمود، ناصحی عبدالمجید، نصیری محمود، وهابی محقق رضا، هاشمی سید هاشم، همایون افشار مهدی، یداللهی فخر علیرضا، یوسفی  نصراله.

آمار فرزندان شهید روحانیونی که بعضا خود نیز در لباس روحانی بوده­اند ۱۶ نفر می  باشند (از جمله مرتضي باريك­بين فرزند آيت­الله باريك­بين، سيد­مهدي فرزند حجت­الاسلام­­و­المسلمين سيد­موسي ابراهيمي). رزمندگان و جانبازاني كه از فرزندان روحانيون بوده­اند بسيار، و طلاب دختر و پسري كه پدرانشان شهيد بوده­اند نیز ۱۶ نفرو تعداد زیادی از روحانيون سابقه رزمندگی در جبهه دارند.

حضرت آيت عظماي حق سيدعلي­اكبر ابوترابي رزمنده، جانباز و آزاده اي است كه سجاد وار سرپرستي اسراء و آزادگان را به عهده مي گيرد و افتخار شهر، كشور وكل روحانيت است و آفرين بر امامي كه يك چنين عالِمي رهرو اوست.

 

از پیام امام خمینی (ره) به روحانیت ۳ اسفند ۶۷ تهران – جماران

صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان خصوصاً شهدای عزیز حوزه ها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده اند.

 

 

 

مقام معظم رهبری در دیدارعلما و طلاب قزوین در ۲۵/۹/۸۲-  قزوین:

اولين وظيفه طلبه ما درس خواندن و عالم شدن است در اين جا مراد من از علم، علم حوزه اي است يعني فقه، فلسفه، كلام، اصول و چيزهايي كه به اينها مربوط است و پايه و مقدمه اينها  است.

 

مطلب از: حاج آقا محمد باریک بین

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.